بدون عنوان

"برفِ نو، برفِ نو، سلام، سلام! بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی - ای امید سپید! همه آلوده گی ست این ایام.
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته ایم از کام ...
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام!"
شاملو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بدون عنوان
